شب تولدم
شب تولدم
پارت 43
فصل دو
پارت14
تهیونگ: ببخشید ببخشید جونگ کوک تو از کجا میدونی ات میدونه(خنده)
جونگ کوک: حالا(خنده)
جیمین: عووووووو
جونگ کوک: اع خجالت بکشید(خنده)
جیمین: ما؟ یا تو؟(خنده)
ات: بچه ها ول منتظر یکی دیگم
تهیونگ: کی
ات: نیلا هم میاد
جیمین: هوراااااا ایول ات
جونگ کوک: چرا انقدر خوشحال شدی
جیمین: همینجوری
جونگ کوک: عاااااا نکنه تو و نیلا عاااااا
جیمین: اع کوکککک
ات: والا منم که دیگه از زایع بازی های کلی و تهیونگ خسته شدم
تهیونگ: چی زایع بازی
جونگ کوک: تو و کلی هم بابا ایول ات مارو میخواین سوژه کنید ما خودمون شمارو سوژه داریم
تهیونگ: خب منو کلی خیلی وقته باهمیم
ات: نیلاست
جیمین: منو نیلا هم
ویو ات: رفتم در رو باز کرد با یک دستم دست نیلا رو گرفتم با یک دستم چمدونش رو چمدون رو بردم داخل نیلا رو هم کشیدم انداختمش بغل جیمین اجوما هم در رو بست رفتم تهیونگ رو هم نشوندم رو صندلی و کلی رو انداختم بغلش رفتم رو میز وایستادم
جونگ کوک: نیوفتی
ات: مراقبم.... اینم دوس دختراتون اقای کیم و اقای پارک بخدا اگه به من اهمیت ندید و همش بچسبین به اینا پارتون میکنممم
جونگ کوک: اتتت(خنده)
تهیونگ: چشم (خنده)
جیمین: فیلم بیارم ببینیم چرا هرکی نره تو اتاقش ببینه (خنده شیطانی)
تهیونگ: نگا چه ادمیه شروع کرد
جونگ کوک: من که دیدم
تهیونگ: منم
ات: چییی صبر کن واقعا
تهیونگ: خب...
جیمین: منم (دست نیلا رو گرفت و رفت داخل اتاقش)
تهیونگ: ما هم دیگه تورو با کوک تنها میزاریم
جونگ کوک: هه
ات: هی صبر کنید
تهیونگ و کلی هم رفتن بالا جونگ کوک همینطوری بههم نزدیک میشد سریع رفتم بالا و در اتاق رو بستم
ات؛ اوهه یادم رفت قفلش خرابه کوک نیااااااا
پارت 43
فصل دو
پارت14
تهیونگ: ببخشید ببخشید جونگ کوک تو از کجا میدونی ات میدونه(خنده)
جونگ کوک: حالا(خنده)
جیمین: عووووووو
جونگ کوک: اع خجالت بکشید(خنده)
جیمین: ما؟ یا تو؟(خنده)
ات: بچه ها ول منتظر یکی دیگم
تهیونگ: کی
ات: نیلا هم میاد
جیمین: هوراااااا ایول ات
جونگ کوک: چرا انقدر خوشحال شدی
جیمین: همینجوری
جونگ کوک: عاااااا نکنه تو و نیلا عاااااا
جیمین: اع کوکککک
ات: والا منم که دیگه از زایع بازی های کلی و تهیونگ خسته شدم
تهیونگ: چی زایع بازی
جونگ کوک: تو و کلی هم بابا ایول ات مارو میخواین سوژه کنید ما خودمون شمارو سوژه داریم
تهیونگ: خب منو کلی خیلی وقته باهمیم
ات: نیلاست
جیمین: منو نیلا هم
ویو ات: رفتم در رو باز کرد با یک دستم دست نیلا رو گرفتم با یک دستم چمدونش رو چمدون رو بردم داخل نیلا رو هم کشیدم انداختمش بغل جیمین اجوما هم در رو بست رفتم تهیونگ رو هم نشوندم رو صندلی و کلی رو انداختم بغلش رفتم رو میز وایستادم
جونگ کوک: نیوفتی
ات: مراقبم.... اینم دوس دختراتون اقای کیم و اقای پارک بخدا اگه به من اهمیت ندید و همش بچسبین به اینا پارتون میکنممم
جونگ کوک: اتتت(خنده)
تهیونگ: چشم (خنده)
جیمین: فیلم بیارم ببینیم چرا هرکی نره تو اتاقش ببینه (خنده شیطانی)
تهیونگ: نگا چه ادمیه شروع کرد
جونگ کوک: من که دیدم
تهیونگ: منم
ات: چییی صبر کن واقعا
تهیونگ: خب...
جیمین: منم (دست نیلا رو گرفت و رفت داخل اتاقش)
تهیونگ: ما هم دیگه تورو با کوک تنها میزاریم
جونگ کوک: هه
ات: هی صبر کنید
تهیونگ و کلی هم رفتن بالا جونگ کوک همینطوری بههم نزدیک میشد سریع رفتم بالا و در اتاق رو بستم
ات؛ اوهه یادم رفت قفلش خرابه کوک نیااااااا
- ۴۵۵
- ۲۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط