Devil or Angel³⁰

Devil or Angel³⁰

یک هفته بعد
کوک
کوک: بیاید داخل
یونا: ا/ت جون ما برگشتیم
کوک: ا/ت
پ.ک: کجاست؟
کوک: شاید خواب باشه
رفتم تو اتاق
کوک: بیداری پس چرا چیزی نمیگی؟
ا/ت: گوشیتو چک کردی؟
کوک: نه بابام گشیمو ازم گرفته بود
گوشیمو روشن کردم
213 تماس از دست رفته
از (❤️عشقم🤍)
کوک: چرا اینقدر بهم زنگ زدی؟
ا/ت: چرا جواب ندادی؟
کوک: گفتم که بابام گوشیمو گرفته بود
ا/ت: قرار بود فردا بیاید چرا امروز اومدید
کوک: بلیط برای امروز گرفته بودیم بهت دروغ گفتم خواستم سورپرایز بشی
ا/ت: خوش گذشت؟
کوک: خیلی جای خوشگلی بود بزار سه ماه دیگه که این دختره رفت ماهم باهم میریم اونجا
ا/ت: باشه
کوک: قهر نکن دیگه ا/ت
ا/ت: من قهر نیستم
کوک: بیا (دستبند)
ا/ت:برای منه؟
کوک: اره
ا/ت: باشه میبخشمت چون خیلی خوشگله ولی میشه بزاریش تو دستم
کوک: بیا
ا/ت: مرسی
کوک: 😉

یک ماه بعد
ا/ت
امروز سه شنبه بود جونگکوک و یونا باهم رفته بودن بیرون با جیسون رفته بودم مهمونی خیلی داشت خوش میگذشت

کوک
کوک: یونا تو برو خونه من یه قرار مهم کاری دارم
یونا: باشه
رفتم بار نزدیک شرکت یه قرار داشتم اخه اینجا چرا باید قرار باشه

#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۷)

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

سناریو مایکی پارت ۲

تکپارتی جونگ کوک

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط