زلف و رخسار تو ره ؛بر دل بیتاب زنند

زلف و رخسار تو ره ؛بر دل بیتاب زنند
رهزنان قافله را ، در شب مهتاب زنند

شکوه ای نیست ز طوفان حوادث ما را
دل به دریازدگان، خنده به سیلاب زنند

#رهی_معیری
دیدگاه ها (۷)

نه از گل می گشاید دل، نه از گلزار عاشق راکه باغ دلگشایی نیست...

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شوو اندر دل آتش درآ پروان...

عشق چون کهنه شودمحو نگردد به فراق!#محتشم_کاشانی

چه بزمی بود بزم دل شڪستن ،شڪستم تا شود سرمست لیلیاگر با من ن...

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

😔🤲🤲 میلاد عرفان‌پورفریاد عطش... سوختن چلچله‌ها...افتاده میان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط