چند کلام حرف اضافه

چند کلام حرف اضافه
بعضی آدمها انقدر همیشه هستند توی زندگیتان...
که وقتی یکهو همه چیز را درست و تا نخورده میگذارند و میروند...
تا مدتها بهت زده و مسخ، آدم فقط در و دیوار را نگاه میکند...
انگار یکهو مثلا دستت را بکنند و ببرند، پایت را، چشمت را...
تا مدتی درد را نمیفهمی...
فقط گیج و منگ، جای خالیش را نگاه میکنی...
وقتی باور میکنی که خون، دلمه بسته و سلولهای بدنت...
دور از خواست یا انتظار تو، به ترمیم مشغولند...
به صرف لخته کردن زخمی که خون ریزی میکند...
و تو هیچ تلاشی برای بند آوردنش نمی توانی بکنی...
فقط نگاه میکنی... فقط میبینی...
چه خوب است که آدم برای اطرافیانش...
دست باشد، چشم، پا، گوش باشد، شانه باشد...
چه رنج عظیمیست که آدم اطرافیان این چنینی اش را از دست بدهد...
فقط، یادتان باشد، هرچه هستید برای عزیزانتان، قلبشان نباشید...
دیدگاه ها (۰)

╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 157♡⁠。⁠)⁩روز سوم بي...

فیک اتاق ساکت سیصدو هفت

سناریو واکاسا پارت اخر

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 18زمانی که تمام وجود...

professor Riddle,p42

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

part 151صدای زنونه ای تو سالن بلند شد و دازای چشماشو باز کرد...

در نیمه های شب پارت سیزدهم (فلش بک به زندگی زاندر)

part : 43chapter : 2× با اون پسره ی عوضی میرقصی آره ؟ من امش...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط