گفتی: مگر من کیستم؟ گفتم: تو دنیای منی...

گفتی: مگر من کیستم؟ گفتم: تو دنیای منی...
گفتی: به جز این چیستم؟ گفتم: تو رویای منی...

گفتی: به امیدم نباش، من یک شب دلخسته ام
گفتم: نمی دانی  مگر؟  امید  فردای  منی...

گفتی: دل من زخمی این روزهای شب زده است
گفتم: تو اما مرهم این قلب  تنهای منی...
 
گفتی: چه میخواهی تو از این ساحل ویران شده؟
گفتم : هنوزم در غزل،  آبی  دریای  منی...

گفتی: هنوزم شاعری؟ بارانی و لبریز و سبز؟
گفتم: دچار و شاعرم ، زیرا تو زیبای منی...
 
گفتی: چه فرقی می کند، باشم کنارت یا که نه؟
گفتم: نمی دانی  مگر؟ امروز و فردای منی...
دیدگاه ها (۱)

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀*رزا*با ...

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

آخرین بحث پارت ۲۱

#تکپارتی چرا نمیتونم از فکر کردن بهت دست بکشم...؟بنگچان( این...

داستان عاشقانه جدید

نشان سوخته.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط