P24

ویو یوری:

رسیدم به ساختمونی که یونجون میخواست بیام لباسم مرتب کردم با یه چهره خنثی وارد شدم اینجا جشن بالماسکه بود؟؟.. همه ماسک زده بودن لباس های گرون پوشیده بودن همراه با بادیگارد ها رفتیم به طبقه بالا که خبری از جشن نبود
_با هیچکس صحبت نکن و همینجا بمون
وارد اتاقی با در مشکی که اونجا بود شد خوشبختانه نفهمیده بود اما به لباس یکی از بادیگارد ها شنود وصل کرده بودم
همونجا وایستادم منتظر موندم یکم اطراف نگاه کردم پر بود از زنا و مردایی که میخندیدن و نوشیدنی میخوردن یه سن بزرگ داشت که سه تا دختر اونجا میرقصیدن و موسیقی پخش میشد اگر با بادیگارد های بیرون ساختمون حساب کنم اینجا ۳۲ تا بادیگارد داره به بالا نگاه کردم همه جا دوربین داشت
یکم گذشت که یکی از بادیگارد ها اومد بیرون
_رییس گفت براش نوشیدنی بیاری
+درسته، چه نوشیدنی؟ عا راستش من تاازه استخدام شدم نوشیدنی مورد علاقه رییس نمیدونم
_شراب بارولو(بزنی گوگل یجورایی میگن پادشاه شراب هاس)
تایید کردم محتاط رفتم طبقه پایین از گارسون درخواست شراب بارولو کردم جام شراب برداشتم داشتم میرفتم طبقه بالا که کسی جلوم سبز شد
+عامم ببخشید آقا لطفاً برید کنار من باید برم
_چرا حالا که بودی مشکلش چیه*خنده
_عذر میخوام برید کنار من از طرف کسی اینجا هستم*لحن جدی
+چقدرر عصبی شل کن مشکلش چیه یکم تفریح کنی ، ببینم قیمتت چنده
_چی؟
+مگه تو یکی از دخترای اینجا نیستی میگم قیمتت واسه یه شب چقدره؟
عصبی شده بودم عقب عقب رفتم تاجایی که اونم باهام اومد رسیدیم به زیر پله ها شراب گذاشتم زمین دستش اورد نزدیک صورتم که دستش گرفتم پیچوندم با لگد زدم به شکمش اونم دوبار
_اایییی لعنتی دختره حروم زا..ده تو میدونی اصلا من کیم با لگد زدم به صورتش که ماسکش کنده شد باوورمم نمیشد قیافش خیلی اشنا بود شبیه یکی از شریکای باند بود با تعجب نگاهش کردم تا فرصت کنه بلند شه سریع جام گرفتم رفتم طبقه بالا و دادمش به بادیگارد


هه این ویو:


تازه با فیلیکس اشنا شده بودم و اولین چیزی که من متعجب کرد درموردش صداش بود اخه این صدا و این قیافه اصلا بهم نمیخورد وقتی چان داشت صحبت میکرد تلفنی باهاش اصلا فکر نمیکردم فیلیکس باشه
_خب پس دختر دایی من کیم هه این همون سایکو معروف
+معروف؟؟
_ظاهرا نمیدونی ولی خیلی بین باند ها شناخته شده ای اونقدری که کپی های زیادی ازت وجود داره
+کپی؟ چان این چی داره میگه
&خب ظاهرا نمیدونی ولی چهار روز پیش دقیقا وقتی جونگین تیر خورده بود ینفر با ماسک و لباسای تو به سازمان حمله کرده و چند نفر کشته یه دختر دیگه هم با ماسک پ لباسای تو خودش سایکو جا زده و بجای اینکه اون قاتل رو پیدا کنیم این دختر گیر انداختیم وقتی ازش بازجویی کردیم گفتش که فقط میخواست مثل تو باشه و هیچ قصد دیگه ای نداشته، البته فقط این نیست تعداد سایکو های تقلبی خیلی زیاد شده
_باورم نمیشهه جدی جدی انگار طرفدار دارم*پوزخند
+البته این میتونه برات خطر هم داشته باشه از طرفی ما همچنان نمیدونیم قصدشون از این کارا چیه
دیدگاه ها (۰)

رومان روز برفی (پارت3)از از زبان ات اصلا دیشب نفھمیدم کہ چہ ...

part 1ویو آناستازیااز خواب پا شدم و رفتم که کارای شخصیم رو ا...

آخر وقت بود دیگه نزدیکای برگشت به خونه ، قندم افتاده بود به ...

عشقی حقیقی

True Love①⑤این وسط عوضی خیانکار منم... سرم خیلی درد میکرد نم...

پارت۱۴پرورشگاهorphanageتصمیم گرفتم برم یه دوش ۱۰دیقه ای بگیر...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

رومان عشق پنهانی (پارت1)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط