یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم

یک روز می آیی که من، دیگر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولی، چشم انتظارت نیستم

یک روز می آیی که من، نه عقل دارم نه جنون
نه شک به چیزی، نه یقین، مست و خمارت نیستم

شب زنده داری می کنی، تا صبح زاری می کنی
تو بی قراری می کنی، من بی قرارت نیستم

پاییز تو سر میرسد، قدری زمستانی و بعد
گل میدهی، نو میشوی، من در بهارت نیستم

زنگارها را شسته ام، دور از کدورت های دور
آیینه ای پیش توام، اما کنارت نیستم 💜
دیدگاه ها (۰)

همراه اول خطاب به کسایی که بسته رایگان گرفتن: هرچی تاحالا از...

همبستگی ماریا ماچادو برنده جایزه صلح نوبل با ربع پهلوی:«هدف ...

یک روز می آیی که من، دیگر دچارت نیستماز صبر ویرانم ولی، چشم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط