حتما بخونید

حتما بخونید
دوتاعاشق باهم ازدواج کردن وضع پسره زیاد خوب نبود برا همین همیشه کار میکرد تا زنش راحت زندگی کنه گاهی وقتا بعضی شبا هم کار میکرد همه کار میکرد.گارگری فروشندگی حمالی عملگی سخت کار میکرد اما حلال.هیچ وقت دست خالی نمیومد خونه وقتی میومد دختره با جون و دل ازش استقبال میکرد ماسازش میداد براش غزا میزاشت پاهاشو پاشوره میکرد همیشه به عشق شوهرش خونه تمیز بود و برق میزد با چیزایی که داشتن بهترین غزای ممکن رو درست میکرد هیچوقت دستشونو جلوی کسی دراز نمیکردن ساده زندگی میکردن اما خوشبخت بودن تا اینکه........یه شب که پسره برای کار دیر کرده بود یه اس ام اس رو گوشی دختره اومد کارت شارز بود دختره تعجب کرده بود بعد از اون هیچ کسی زنگ نزد منتظر شد اما خبری نشد فکر کرد اشتباهی اومده باز شارز شد نه کسی زنگ میزد نه اس میداد از اون شب به بعد دختره هر شب هرشب براش شارز میومد گوشیش پربود فکر میکرد یکی داره اینجوری بهشون کمک میکنه میخواست به شوهرش کمک کنه اما نمیخواست به غرور شوهرش بربخوره بعد از اون این کارش بود شارز میکرد روزااونو به دوستاش و همسایه ها میفروخت و پولشو هر چند که کم بود جمع میکرد یک ماه گزشت یه شب دختره هر چی منتظر بود اس ام اس نیومد هزار تا فکرو خیال کرد.اخرش این تصمیمو گرفت چادر سرش کرد و رفت سرکوچه و با تلفن عمومی زنگ زد یه پسره گوشی رو برداشت دختره نتونست حرف بزنه پسره گفت من این گوشی رو پیدا کردم صاحبش هم تصادف کرده فلان بیمارستانه. دختره قطع کردو رفت خونه تا صبح گریه کرد برای مردی که بدون چشم داشتی به اون کمک میکرد روز بعد دوباره زنگ زد این بار با گوشی خودش.پسره خودش برداشت حالش بهتر شده بود دختر کلی گریه کردو تشکر کرد و قطع کرد اون شب دوتا کارت شارز اومد دختره به رسم ادب براش اس فرستاد ممنونم داداش. اما جوابی نیمومد از اون شب هر موقع شارز میومددختره پیام تشکر میفرستاد تا اینکه........شوهر دختره ا مد خونه خیلی زود خوابش برد دختره پیشونیشو بوسید رفت که لباساشو بشوره دست تو جیبش کرد قلبش ایستاد پاکت سیگار بود بی اختیار اشک از چشمش جاری شد رفت یه گوشه و شروع کرد به گریه کردن پسره شارز فرستاد اما دختره متوجه نشد تا اس تشکر بفرسته بعد از نیم ساعت پسره زنگ زد نگران شده بود دختره هم بی اختیار گریه میگرد شروع کرد به دردودل کردن از اون روز به بعد هر چن وقت یکباردختره تو جیب شوهره سیگار میدید دیگ اروم اروم عادی شده بود براش اما به شوهرش نمیگفت گریه ها و درد دلاشو میبرد پیش پسره دیگ بهش نمیگفت داداش دیگ اگه اس نمیداد نگران میشد دیگ کمترو کمتر شوهرشو ماساز میداد دیگ لباساشو خوب و تمیز نمیشست دیگ براش نمیخندید به پسره میگفت شوهرم لیاقت نداره اگه داشت ترک میکرد دیگ اروم اروم مهر پسره تو دلش نشست از شوهر قبلی فقط اسمی که تو شناسنامش بود مونده بود و اگه کاری میکرد از سر اجبار بود یا از روی عادت دختره گفت:میخوام ببینمت . پسره هم از خداش بود قرار گزاشتن یه ماشین باکلاس جلوش ترمز زد دختره تازه میفهمید این یعنی زندگی با شوهرش فقط جوونیش حروم میشد شده بودن دوتا دوست صمیمی.یه روز دختره بهش گفت:بیا خونه شوهرم تاشب خونه نمیاد پسره قبول کرد اما گفت نه اول بریم بیرون دور بزنیم سوار شد یه خیابان. دو خیابان. یه چهاراه . دو چهارراه اما پسره حرف نمیزد و فقط میگفت.طاقت داشته باش سوپرایز دارم برات رسیدن به جایی پسره گفت :اونجارو ببین یه مرد بود با چهره ای خسته شیک بود اما کمرش خم شده بود سیگار فروش بود . اره شوهره میفروخت نمیکشید حرف اخر پسره این بود برو پایین بی وفا............
حداقل بخونشو بهش فک کن! چرا ما همیشه سر نماز خوابمون میاد?ولی تا ساعت سه شب برای دیدن یک فیلم بیداریم?یا تو چت واتس اپ یا غیره بیداریم?چرا هر وقت میخوایم قران بخونیم خیلی خسته ایم? اما برای خوندن کتابای دیگ همیشه سرحالیم? چرا اینکه یم پیام در مورد خدارورد کنیم انقد راحته? ولی پیام های بیهوده رو به راحتی انتقال میدیم? چرا تعداد کسانی که خداوند رو عبادت میکنند هر روز کمتر میشه? و ارتباط با خداوند سخته!!!!!!!?????در موردش فکر کنیداین پیام رو به دوستاتون انتقال بدید .. 99درصد..شما این پیام رو نمیفرستید خداوند فرمود:اگر من را در مقابل دوستانتان در کنید من هم شما را در روز قیامت رد خواهم کرد...... این پیام ارزش فرستادن داره .... مردانه پخشش کنید.
دیدگاه ها (۷)

....

به سلامتیشون....

بعلههههه

کامنت پلیز ....

پارت ⁴☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆آخرین امید...☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆چند ه...

پارت ¹☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆به دنیا اومدن سوزوکی ،☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆...

عشق پنهانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط