.....

.....
كاش يك نفر با من بود
حرفهايم را مى فهميد
تا خودم را
از شانه هاى سرگردان شب
بيرون بكشم
چه كسى مى تواند
شبيه دلم باشد
مى شود زير سايه كسى
پناه گرفت؟
گم شده ام
چنان در تنهاييم گم شده ام
كه با هر جستجو
پاييزى نو
در من ظهور مى كند
من هميشه مهمان برگريزان پاييز بوده ام
تماشاى زردى است
كه سنگينى دردش برگ، برگ
پيشانى زمين را مى بوسد
و باز هم لگدمال زمين مى شود
انگار حقمان در دنيا
درد بود و درد بود و درد
و زير پاى هر درد
هزاران سؤال جان مى دهد
دیدگاه ها (۲)

✦ اولین گناه ✦فصل هفدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌آید---مهمان‌خانه...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۲: سکوتِ سردِ پاریسهواپیمای اختص...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۸

ابلیس

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط