.

.
.
دل کدی ...❤
و من پیغامم رو به دریا رساندم
تا آن را وقتی که شادمان بر روی
شن های ساحلش قدم میزنی به
گوش تو برساند ،
بهش گفتم از دلتنگیام
از بیقراریام
از چشم براهیام ..
گفتم آهسته به موج موجش که دوستت دارم
خدا کنه پیغام رسان خوبی باشه و کلمه ای
از عاشقانه هامو جا نندازه
بر روی شن های ساحلش دست کشیدم شاید خدا رو چه دیدی شاید
تو بر روی همان شن ها قدم گذاشته باشی
آخ دل کدی ، عزیزترینم ، مهربونم ❤
هنوز صدات ، خنده هات تو گوشمه
قلبم درد میکنه طاقت این فراق رو نداره
من آمدم و روی شن ها نوشتم

«من آمدم دل کدی اما نبودی» ٣/١۵/❤



دلنوشته ـDelkadi
/3/١٧
س ١۵:٢۵
دیدگاه ها (۳)

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۵به م...

پارت: 15 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«واقعاً که نمک‌نشناسن.» تا...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_5ویو تهیونگجلسه تازه تموم...

«قرار نبود عاشقت بشم» | تک‌پارتی جونکوک 🖤از همون روز اول با ...

وقتی نصف شب …

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟔بالاخره بعد از ساعت ها ماشین سواری به ...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت نــهــم 𓆪 🖤🥀«چرا اون شب منو زنده گذاشتن؟»سؤال...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۳----------------------------------------⭐🌕...

#چند پارتی تهیونگ و ات پارت 2 دسته گل کوچکی که از دو شب قبل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط