دوباره بزم عزا باز مرثیه خوانی

دوباره بزم عزا باز مرثیه خوانی

دوباره سفره ی روضه دوباره مهمانی

سلام حضرت صاحب عزا که از چشمت

جدا نخواهد شد ابرهای بارانی

در این مقام، که تنها برای محرم هاست

سپاس از اینکه مرا اهل خویش می دانی

تو ارث برده ای از مادرت که روز و شبت

چنین عجین شده با گریه های طولانی

دوباره روضه بخوان تا که بشکند قلبم

دوباره آه بکش تا مرا بسوزانی
دیدگاه ها (۲)

دوباره بزم عزا باز مرثیه خوانیدوباره سفره ی روضه دوباره مهما...

پر از گلایه و دردم ، پر ازپریشانیپر از نوشتن شعری که تو نمی ...

پر از گلایه و دردم ، پر ازپریشانی پر از نوشتن شعری که تو نم...

دوباره نیمه شب است و خودت که می دانیمن و خیال تو و این سکوت ...

دوباره نیمه شب است و خودت که می دانی؟من و خیال تو و این سکوت...

دلم امشب به سینه زندانی استسینه امشب پر از پریشانی استهم شکس...

یا باب الحوائجمی آید از بهشت خبرها یکی یکیامشب گشوده شد همه ...

سلام برشاه بانو خانوم حضرت رقیه س

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط