دوباره نیمه شب است و خودت که می دانی

دوباره نیمه شب است و خودت که می دانی
من و خیال تو و این سکوت طولانی

گرفته جای سرانگشت مهربانت را
دو رود جاری اشک از نگاه بارانی

شب است و بغض من و وحشت از نیامدنت
هزار فکر محال و خیال شیطانی

که زیر گوش دلم هی مدام می خوانند
کسی گرفته دلت را ... کسی که پنهانی...

کسی که زل زده ای جای من به چشمانش
کسی که در شب چشمت گرفته مهمانی

گرفته دست تو را و گمان کنم داری
برای او غزل عاشقانه می خوانی

گمان کنم که به چشمش ستاره می بخشی...
که گرچه ماه منی، از شبم گریزانی...

خدا نکرده اگر عاشقش... زبانم لال!
مگر تو عاشق من...؟ هه... چه عشق ارزانی!

بدون تو چه کسی پس... مرا که بانویت ...
که حال و روز مرا... نه! تو هم نمی دانی...

خدا کند که همین لحظه پشت در باشی
نگو که پای دلش...نه! بگو نمی مانی!

شب است و مثل من از دست تو نمی گذرد
شبی که بی من و غم های من، تو خندانی

#ستایش_قلب_سربی #مرتضی پاشایی #ویسگون #عاشقانه #خاص #خاصترین#دابسمش
دیدگاه ها (۰)

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

دلتنگی همین‌جاست. در همین فاصله‌یِ بینِ می‌خواهمت” و “دیگر ن...

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

کاش اندوه در چهره‌ات نقاشی نمی‌شدو به‌ جای رنجکمی گیسوهایت ر...

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط