تو آزادترین

تو آزادترین
ممنوعه ی ذهنم بودی
گوشتی که به استخوان چسبیده
و هر روز پوست می انداختی
زخم چرکین خاطرات من
و مظلوم بودی
درست مانند نبودنت
و چه زیبا سنگدل بودی
و چه زیبا سنگدل بودی
دیدگاه ها (۱)

چقدر جهان می تواند زیبا باشداگر در آن فقطهنر و لذت و عشق وجو...

بد نگوییم به مهتاب ، اگر تب داریم ...

سلام، ستاره‌ی آسمانم...هفت ماه گذشته و هنوزشب، بوی نبودنت را...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

مرد بی رحم

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

پارت ۱۴: گرمایِ میانِ سرمایِ دارواولین جلسه‌یِ شیمی‌درمانی ب...

گاهی آدمدلتنگِ ڪسی می‌شودڪه حتی حق ندارددلتنگش باشدڪسی ڪه اگ...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

scenario #سناریو وقتی رژیم گرفتی و فشارت میوفته بیهوش میشی (...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط