وَقتۍ ڪمی از "سپید" پیشتر آیید و بھ سیاه هم نرسیده، مرا م

وَقتۍ ڪمی از "سپید" پیشتر آیید و بھ سیاه هم نرسیده، مرا میبینید .
من همیشہ و همه‌جا پیدا میشوم !
آدم‌هایی که سپیدی چشمانشان را می‌زند و سیاهۍ را تیره تر از نیازشان میبینند،
مرا انتخاب میڪنند ( :
『+ وقتی همہ بیدارند . .』
دیدگاه ها (۲)

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

اندکی تاُمل:بعضی از درد های زندگی را باید به تنهایی تحمل کنی...

touch me now

اگر هراس کبک هایی که در آستین برف پنهان شده بودند مرا امان م...

دیشب یه بحث درمورد جامعه بد شده و ما نمی تونیم تعغیرش بدیم و...

PART:5°°°°°°°°°°«دیدار اول»درِ آسانسور با صدایی کوتاه باز شد...

در حال حاضر آقایان به فکر لباسهای گرمی هستند که برای این دور...

قسمت چهارم: **میان دو آتش – قلبِ پروژه**صحنه آغاز درِ فلزی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط