نگاهت مخمل و لب ها انار سرخ مهریزی

نگاهت مخمل و لب ها انار سرخ مهریزی
دو چشم و ابرویت نقش و نگار فرش تبریزی 
کلامت مثل گزهای لطیف اصفهان شیرین
زبانت چاقوی زنجان، همان برندگی٬ تیزی
بنامت فتح میگردد به یکدم ملک نیشابور
دوباره سربداران و دوباره فتح چنگیزی
پریشان گیسویت در باد ماند بید مجنون را
نمیدانم که تو شیرازی هستی یا که نیریزی؟
گمانم ترمه ی تهرانی و از نسل قاجاری
اگر چه سخت آرامی٬ ولی از غمزه لبریزی
به قول حضرت حافظ مدامم مست میداری
به می سجاده رنگین کن از این پیکی که میریزی
سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد که بنوْیسم چنین شعر دل انگیزی

محمود رضا خرازی فرد
دیدگاه ها (۷)

رها🍂 من تو رااز زمستان های خودتتا بهارِ دیگری رساندمتمام راه...

♡yaşiyorum seni delice ♡...❣️

هر چند رسیدن به تو مقصود و مراد است؛گر میلِ خودت نیست به اصر...

gal benimle 🫴....❣️

رها🍂 منته مانده ی پروازی هستمکه بادنامش را فراموش کرده استنه...

پاییزسرد و بی رحم نیستفقطجسارت زمستـان را نداردذره ذره زرد  ...

یڪ روز یڪ نفر می‌آیدو جای تمامِ زخم‌هایت رابا شعر عوض می‌ڪند...

هر قلبی صاحبی داره و....!صاحب قلبم من تا ابد تویی....

اردبیل عسل سرشیرش معروف.هرفصل اردبیل زیباست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط