سیگار می کشم که سرم بی خبر شود
سیگار می کشم که سرم بی خبر شود
از حرف های کسی ، نظرم خیره تر شود
سیگار می کشم که ریه پر شود ز دود
تا از هوای بی کسی ام با خبر شود
سیگار می کشم که لبم خنده ای کند
از پیش چشم های همه دورتر شود
سیگار می کشم و دلم مالمال درد
بُغضی که خفته انجمنش بی اثر شود
سیگارها تمام قد همه بر سنگفرش پارک
این بارِ غم ز چه رو بی ثمر شود
سیگار می کشم که بماند غمی بزرگ
نه این که کم بشود نه ! بیشتر شود
دردیست بر دلم به خدا درد بی کسی
سیگار می کشم که دلم ، ریش تر شود
چشمی خمار گشته ز بی خوابی و هنوز
چشمان پر شرر به دلم چیره تر شود
خوابم نمی برد و نپرسیدم از کسی
کین قصه تا به کی، زنجیر تر شود
بگذار تاکه بی خبران هیچ نشمرند
شعری که شاعرانه ترش پیرتر شود
شاعر تمام پاکت سیگار تلخ را
آغوش می کشد که غمش دلگیرتر شود
عرفان چه میکند نزند دم ز دود و دم
بی تو تمام قصه شب بی سحر شود ___________________
از حرف های کسی ، نظرم خیره تر شود
سیگار می کشم که ریه پر شود ز دود
تا از هوای بی کسی ام با خبر شود
سیگار می کشم که لبم خنده ای کند
از پیش چشم های همه دورتر شود
سیگار می کشم و دلم مالمال درد
بُغضی که خفته انجمنش بی اثر شود
سیگارها تمام قد همه بر سنگفرش پارک
این بارِ غم ز چه رو بی ثمر شود
سیگار می کشم که بماند غمی بزرگ
نه این که کم بشود نه ! بیشتر شود
دردیست بر دلم به خدا درد بی کسی
سیگار می کشم که دلم ، ریش تر شود
چشمی خمار گشته ز بی خوابی و هنوز
چشمان پر شرر به دلم چیره تر شود
خوابم نمی برد و نپرسیدم از کسی
کین قصه تا به کی، زنجیر تر شود
بگذار تاکه بی خبران هیچ نشمرند
شعری که شاعرانه ترش پیرتر شود
شاعر تمام پاکت سیگار تلخ را
آغوش می کشد که غمش دلگیرتر شود
عرفان چه میکند نزند دم ز دود و دم
بی تو تمام قصه شب بی سحر شود ___________________
- ۱.۶k
- ۲۰ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط