صبح یعنی

صبح یعنی
جنگِ بینِ شاخه های نسترن
برسرِ عطری که
دائم میوزد ازموی تو

چشم ‌تو
خورشیدعالمتاب
و رویَت قرصِ‌ماه
کهکشانی ازستاره
در به در درکوی تو
دیدگاه ها (۵)

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

#دوپارتیموضوع:(وقتی اون یه خوناشامه)بنگچان/ا.تشب بارونی بود....

پارت سیزدهم شب تا صبح برای نامجون مثل یک قرن گذشت. تمام شب ت...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۲: رقصِ گیلاس‌هایِ سیاه زیر...

دوپارتی هیونجین

بازی با آتیش

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p66دلت برای زندگی قبلت تنگ میشه؟»جیمین چن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط