به مامانم گفتم :امشب تولدمه! ^__^

به مامانم گفتم :امشب تولدمه! ^__^

گفت : برو خونه رو تمیز کن بگم امشب

خالت اینا بیان اینجا!! :|

گفتم : مامان من امشب تولدمه هاااااا...! :(((

دیدم رفته زیر لحاف میگه :

خب منم امشب زاییدمت خستم!!! -__-
دیدگاه ها (۲۶)

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

part 58″صدای زنگ در″جین« کوک برو درو باز کن»جونگکوک بلند شد ...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

بچه ها به خوام خدایی راستشو بگم روم نبود من 17 قرص خوردم ولی...

رقص مرگ و عشقp⁶"ویو جونگکوک"رفتم کنار‌ هی‌جا(مامان ا.ت)و کنا...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

نقطه شروع کنسرت p,14(ویو هنا)+: خیلی خب باشه ولی نباید یکم ز...

گل خونی پارت 55+ خداحافظ جونگ یو ۰ خداحافظ تهیونگ و جونگکوک ...

رمان

پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط