+why me?

+why me?
-I shouldn't fall in love with you
p.38

ا.ت بدون اینکه لحظه‌ای درنگ کنه، ماشین رو تا نزدیک‌ترین شهر راند. از اونجا با اتوبوس رفت فرودگاه سئول. همه پولی که طی سه هفته گذشته جیمین گاهی مخفیانه بهش داده بود رو با خودش آورده بود — حدود ۴۵۰۰ دلار.

با اسم مستعار و با کمک یه دلال کوچک که جیمین قبلاً بهش معرفی کرده بود (بدون اینکه بدونه برای فرار استفاده می‌شه)، تونست یه بلیت یک‌طرفه به تورنتو کانادا بگیره.

وقتی هواپیما بلند شد، ا.ت از پنجره به شهر سئول نگاه کرد و اشک ریخت. این بار واقعاً داشت تمام گذشته رو پشت سر می‌ذاشت.

---

سه ماه بعد — تورنتو، کانادا

ا.ت حالا تو یه آپارتمان خیلی کوچیک و ساده تو محله اسکاربرو زندگی می‌کرد. اسم جدیدش "لینا کیم" بود. تو یه کافه کوچک کار می‌کرد، صبح‌ها قهوه سرو می‌کرد و شب‌ها انگلیسی یاد می‌گرفت.

جونگ کوک هیچ رد و نشونی ازش پیدا نکرده بود.

هر شب که برمی‌گشت خونه، در رو قفل می‌کرد، پنجره‌ها رو چک می‌کرد و بعد روی تخت دراز می‌کشید. گاهی هنوز کابوس می‌دید — صدای زنجیر، شلاق، صورت جونگ کوک — ولی هر بار که از خواب می‌پرید، به خودش یادآوری می‌کرد:

+اینجا امنم. دیگه پیدام نمی‌کنه.

جونگ کوک تو سئول جهنم کرده بود. همه آدماشو فرستاده بود دنبال ا.ت، هک کرده بود همه دوربین‌ها و حساب‌های بانکی، حتی به جیمین هم مشکوک شده بود. ولی هیچی. انگار ا.ت غیب شده بود.

تو ویلا، جونگ کوک یه شب با عصبانیت لیوانشو پرت کرد به دیوار و غرید:

(کوک با صدای خشن) 
- لعنتی... کجا رفتی؟!

ولی ا.ت دیگه اونجا نبود.

حالا تو تورنتو، ا.ت موهاشو کوتاه کرده بود و رنگشو عوض کرده بود. دیگه لباس خدمتکار نمی‌پوشید. گاهی هنوز می‌ترسید، ولی هر روز قوی‌تر می‌شد.

برای اولین بار بعد از خیلی وقت، داشت دوباره زندگی می‌کرد — حتی اگه با ترس و احتیاط زیاد..........
ادامه دارد............
دیدگاه ها (۰)

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.39(از زبون جونگ...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.37(از زبون نویس...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.36(از زبون جونگ...

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

دست گرم پارت 3 بعد لبشو روی لب ا. ت گزاشت که باعث شد حرارت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط