من میکُشم تو میکُشی

من میکُشم تو میکُشی
من زندگی تو یادِ من

من میزنم تو میزنی
من نقشِ غم تو تیرِ درد

من میشوم تو میشوی من
ماتِ تو، تو شادِ بُرد

من میدهم تو میدهی
من جانِ خود تو دستِ سرد
دیدگاه ها (۱)

تو در جان منی من غم ندارمتو ایمان منی من کم ندارماگردرمان تو...

عشق یعنی سینه ام در هر نفس درگیر توست ... بر پلاکم ، نام تو ...

آهسته ...به یادت هستمنمی شود فریاد زدمردم این شهربدجور حسودن...

ﻧﯿﺴــــﺘــــﯽ !ﺍﻣـــــﺎﻣﻦ ﺩﺍﺭﻣـــﺖﻫﻤﯿﺸــــﻪﺟﺎﯾﯽ ﺧﻠﻮﺕ ﻭ ﺩﻧﺞﻻ ...

میروی و نمیرود غم تو از دلحق بده جای گریه دیده خون بباردرسم ...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

سکوت بی رحم ِ این روز های اندوهگین نفس ِ شعرم را میان انبوهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط