*

*


گذشتم از تو
و تنها از من
خاطره ای خواهد ماند
در نا خودآگاهِ سال های بی مهری ات

چمدان در دست
دور میشوم از تو
دور
دور
دور...
به اینجای شعر که رسیدید
آهسته قدم بردارید
شاعر ساعت ها
پشت این واژه گریسته است .
دیدگاه ها (۱)

پارت 40 رمان عشق مدرسه ای هیونجین: نمیدونم ات: شوشویی قهر نک...

قسمت ۲۷ — «مردی که نباید برگشته باشد» 🖤چراغ‌ها یک‌دفعه روشن ...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت ۲6صبح روز بعد، ساعت ۸:۱۵.تهیونگ ا...

پارت 8رمان✨ عشق مدرسه ای✨هیون :باشهات ساعت رو نگاه کردات: هی...

پارت ۱۲ 🖤جیمین سریع جلوی من ایستاد.— «نه. ات با تو جایی نمیا...

چند پارتی✨نیمه‌شب بود و عمارت تهیونگ در سکوت کامل فرو رفته ب...

پارت 11 رمان 🎀عشق مدرسه ای🎀که لیسا گفت: لیسا: اه اقای هوانگ ...

بریم پارت ۵۵ دختر کوچولوم:سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۵ات چن...

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

ادامه سناریو اگه براشون روز مرد کادو بخریم : ران : ات : رااا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط