دختر کوچولو به مهمان گفت :

دختر کوچولو به مهمان گفت :
" میخوای عروسکامو بیارم ببینی ؟! "
مهمان با مهربانی جواب داد:
بله ... حتما ....

دخترک دوید و همه ی عروسک ها را آورد ....

بعضی از اونا واقعا با نمک بودن ...
ولی در بین اونا یک عروسک خیلی قشنگ دیگه هم بود

مهمان از دخترک پرسید:
کدومشونو بیشتر از همه دوست داری ... ؟!
و پیش خودش فکر کرد حتما اونی که از همه قشنگ تره ...!!!!

اما خیلی تعجب کرد
وقتی دید دخترک به عروسک تکه پاره ای ک یک دست هم نداشت اشاره کرد و گفت :

" اینو "

مهمان با کنجکاوی پرسید:
اینکه زیاد خوشکل نیست ؟!!

دخترک جواب داد:

" آخه اگه منم دوستش نداشته باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه ....

اونوقت دلش می شکنه !! "


مهربونی یعنی این …
دیدگاه ها (۷)

بخونید حتماااااااکشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به ...

من اومدممممممممممسلام خوبید ¿¿¿¿

مردی به یکی از فرزندانش گفت:ای پسرم میدانی بهشت مجانی است و ...

چرا همه میگن به سلامتی. . .!بعضی جاها باید گفت لعنــــــــــ...

ᴘᴀʀᴛ ۳۵ | یه روز خاصچند روز بعد...جونگ‌کوک وقتی از شرکت برگش...

مهمونی پارت ۳۹

نام: قرارداد نفرتPart:61بعد از برگشتن به هتل، همه خسته بودن،...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part _دو شبه دیگه؟؟؟!؟...

🍷 Red Wineپارت ۲۶ — علامتماشین با سرعت از جاده‌ی خیس دور می‌...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت ۲7کانگ جون با عجله برگشت داخل.— ر...

part 29چند دقیقه بعد کاسه الینا تقریبا به نصفش رسیده بود که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط