سرنوشت پارت (۹)
سرنوشت پارت (۹)
اره درسته ا.اون جونکوک بود ار.ه خودش بود صدای تهیونگ باعث شد از فکر بیام بیرون
تهیونگ:ا/ت؟خوبی؟چیشده ؟این کیه ؟چرا گریه میکنی؟
ا/ت:خ.خوبم من میرم سرویس
ا/ت بدون اینکه اجازه ی حرف زدن بهش بدم سریع به سمت دستشویی پا تند کردم رفتم سمت روشویی ابو باز کردم یزره اب زدم به صورتم و سمت خروج قدم میزاشتم
وقتی از دستشویی اومدم بیرون دیدم یکی محکم منو کوبوند به دیوار و دستشو دور کمرم گزاشته از تعجب فک کردم تهیونگه وقتی یکم صورتمو اوردم بالا دیدم ا.اون جونکوکه
جونکوک پوزخند زد گفت:
جونکوک:اونی که کنارته کیه؟هوم؟میدونه دیگه دختر نیستی؟(پوزخند عصبی)
جونکوک نمیدونست چرا انقدر عصبی شده بود به خاطر اون دختر؟
اره درسته ا.اون جونکوک بود ار.ه خودش بود صدای تهیونگ باعث شد از فکر بیام بیرون
تهیونگ:ا/ت؟خوبی؟چیشده ؟این کیه ؟چرا گریه میکنی؟
ا/ت:خ.خوبم من میرم سرویس
ا/ت بدون اینکه اجازه ی حرف زدن بهش بدم سریع به سمت دستشویی پا تند کردم رفتم سمت روشویی ابو باز کردم یزره اب زدم به صورتم و سمت خروج قدم میزاشتم
وقتی از دستشویی اومدم بیرون دیدم یکی محکم منو کوبوند به دیوار و دستشو دور کمرم گزاشته از تعجب فک کردم تهیونگه وقتی یکم صورتمو اوردم بالا دیدم ا.اون جونکوکه
جونکوک پوزخند زد گفت:
جونکوک:اونی که کنارته کیه؟هوم؟میدونه دیگه دختر نیستی؟(پوزخند عصبی)
جونکوک نمیدونست چرا انقدر عصبی شده بود به خاطر اون دختر؟
- ۱۰۳
- ۱۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط