خدایا گر تو درد عاشقی را می کشیدی

خدایا گر تو درد عاشقی را می کشیدی

تو هم زهر جدایی را به تلخی می چشیدی

اگر چون من به مرگ آرزو ها می رسیدی

پشیمون می شدی از این که عشقو آفریدی ! *** خدایا عاصی و خسته به درگاه تو رو کردم

نماز عشق را آخر به خون دل وضو کردم

دلم دیگر به جان آمد در این شب های تنهایی

بیا بشنو تو فریادی که پنهان در گلو کردم *** بگو هرگز سفر کردی ؟ سفر با چشم تر کردی ؟

کسی را بدرقه با اشک تو با خون جگر کردی ؟

ز شهر آرزوهایت به ناکامی گذر کردی ؟

گل امیدتو پرپر به خاک رهگذر کردی ؟ *** خدایا گر تو درد عاشقی را می کشیدی

تو هم زهر جدایی را به تلخی می چشیدی

اگر چون من به مرگ آرزو ها می رسیدی

پشیمون می شدی از این که عشقو آفریدی !
دیدگاه ها (۵)

من نگاهتو می خواستم که قشنگ ترین غزل بودصحبت از فاجعه ی عشق ...

تو غربتی که سرده تمام روز و شبهاشغریبه از من و ما . عشق من ع...

بزن تار که امشب باز دلم از دنیا گرفتهبزن تار و بزن تاربزن تا...

بگو سرگرم چی بودی که اینقد ساکت و سردیخودت آرامشم بودی خودت ...

درخواستی

برای تو که از مرگ ارزشمند تر و از جان خوار تر بودی :حالم خوش...

پارت ⁵²ویو ۳ روز بعد ساعت ۵ صبح +( چشام رو باز کردم کوک بغلم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط