این بـــــار كــــه آمــــد ی

این بـــــار كــــه آمــــد ی


دستــانت را روی قلبم بـــگـذار


تـــــا بفهی این دل بــــا دیــــد ن تــــــــو



نــمـی تــپـــد ..... مــی لـــــــرزد
دیدگاه ها (۱)

مقصد مهم نیست مسیر هم مهم نیست حتی خود سفر هم چندان مهم نی...

هـــر چــقدر بـگوییم مـــردها فــلان ، زن هــا فــلان ، تنـه...

دیــــوار اتاقــــــم پــــر از عکسهـــــای دو نفـــــــره ا...

چقدر دلم برف میخواد ...... برف بازی با تو ... چه خیال محالی ...

دوستت دارم، نه فقط برای لحظه‌هایی که کنارمی؛برای تمام لحظه‌ه...

«یا مولای من، یا صاحب الزمان!کاش باران بودی و همه نگران نیام...

«نوشتم که غمی نیست، اما قلمم از دروغ گفت خسته شدم. سخت میگذر...

من که از دوریِ تو تار دلم می لرزدتو هم اندازه‌ی من این همه د...

سایه های ممنوعه پارت 2جونگ‌کوک، که از همان لحظه اول به مایا ...

چگونه زمانی که این‌گونه دلبری می‌کنی، جان سالم به در ببرم؟چگ...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟗بعد از آن روز، یونا دیگر کمتر به قصر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط