گر شود آن رویِ روشن جلوه‌گر هنگام صبح

گر شود آن رویِ روشن جلوه‌گر هنگام صبح
پیش رخسارت کسی بر لب نیارد نام صبح

از بنا گوش تو و زلف توام آمد به یاد
چون دمید از پرده‌ی شب روی سیمین فام صبح

#رهی_معیری

‌‌
دیدگاه ها (۰)

مجال بوسه به لب‌‌های خویشتن بدهیمکه این بلیغ‌ترین مبحث شناسا...

در زلال قلبمتصویری آبی و ارغوانی از خیالت نقش می بندد .. اس...

با هرکی بد باشم با تو خوبم، با هرکی حرف نزنم با تو میزنم،با ...

تو زیباترین انتخاب چشم‌هایم هستی.... :)

عشق رازی‌ست که خورشید به بارانش گفتنیز رمزی که شقایق به گلست...

نیمه‌شب، ماه تنها، در حوض سکوت شناور بود.خورشید آمد،با هزارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط