دوست قدیمی که تبدیل میشه به

دوست قدیمی که تبدیل میشه به ...............
پارت۷
part7
م.ت:کجا با این همه عجله شیطون
ا.ت:دارم با دوستام میرم بیرون من برم دیگه بایی
م.ت:باییی
ا.ت ویو
داشتم پیاده میرفتم به بادیگارد ها گفتم که نیان
توی یه کوچه ی تاریک بودم که صدای یکی رو از پشتم شنیدم داشت می‌گفت
(علامت اون آقاهه√)
√:به به میبینم که دختر آقای کیم اینجاست
(بچه ها فامیلی ا.ت و خانواده اش کیم هست)
ا.ت:تو کی هستی(کمی ترس داخل صداشه)
√:مگه قرار نیست با دختر آقای کیم خوشبگذرونیم
ا.ت: کی گفته اصلا تو می هستی عوضی
داشت نیومد سمتم میخواست نزدیکم بشه که با حرکتی که بلد بودم زدنش ولی از رو نرفت وقتی که حواسم نبود از پشت گرفتم و تا اومد من رو ببره دیدم یه مشت خوابید توی صورتش
بله اون کسی که زده بود جونگکوک بود نگاش
کردم دیدم داره همینجوری یارو رو میزنه
مثل اینکه دشمن مشترک بابای من و کوک بود
دیدم کوک برگشت سمت من و از روی اون طرف بلند شد و گفت
کوک:ا.ت تو حالت خوبه ویزیت که نشده
ا.ت:نه مرسی ولی تو از کجا فهمیدی
کوک داشتم رد میشدم که برم همون کافه که دیدم یه مرد داره یه دختر رو اذیت میکنه منم اومدم که دیدم اون دختر توی
همینجوری که داشتیم باهم حرف می‌زدیم دیدم اون طرف داره پا میشه که در لحظه اسلحه ی کوک رو برداشتم و باهاش شلیک کردم به سر طرف و کارش رو تموم کردم
/بعد از کافه داخل خونه /
ا.ت:بابااااااا
پ.ت:....
بچه ها می‌خوام برم غذا بخورم این نصفش بعداً دوباره میزارم شرط نداره ولی حمایتتتت
دیدگاه ها (۰)

دوست قدیمی که تبدیل میشه به.....ادامه ی پارت ۷پ.ت:بله دخترم ...

لباسی که ا.ت برای بیرون رفتن پوشیده بود

دوست قدیمی که تبدیل میشه به ..........پارت۶part 6یونا :اوووو...

دوست قدیمی که تبدیل میشه به.......پارت ۵psrt5 کوک:ما تصمیم گ...

طراح عشق

part 7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط