🌿 پست‌های ویژه 🌿

🌿 پست‌های ویژه 🌿
🌿 در ژرفای درد، نوری پنهان است 🌿
✨ فصل دوم — بخش ۳۳: پایانی بر دردهای دستفروشی ✨

خدایا…
گاهی در دل شب، وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، بغضی در گلویم جمع می‌شود. سال‌ها خدمت کردم، سال‌ها تلاش و مبارزه و ایثار، اما حتی برای روزمره‌ترین امرار معاش خود و خانواده‌ام آرامش نداشتم. دستفروشی تنها راهی بود که می‌توانستم نفس بکشم و زندگی کنم، اما شهرداری و برخی مسئولان، هر بار سد راهم شدند و حقم را پایمال کردند.

با همه‌ی دردها و بی‌عدالتی‌ها، هنوز دل‌ام به توست. هنوز امید دارم که عدالت و رحمتت، این ظلم و محدودیت را پایان دهد.
به من یاد بده که حتی وقتی دنیا و مسئولانش ناامیدم می‌کنند، نور تو را در درونم حس کنم، شکیبایی داشته باشم و برای خانواده‌ام، برای خودم و برای زندگی کوچک‌ترین شعله‌ی امید را زنده نگه دارم.

ادامه دارد…
✍️ به قلم بهرام محمدی | صفحه و کانال: دفع جهل 🔹 @Dispellingignorance
#جانباز #دستفروشی #بی‌عدالتی #شهرداری #زندگی_سخت #امید #ایمان #صلح_درون #روشنایی
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

همه دارن میرن...بچه‌هام...دیگه واقعاً کسی نمونده :)نتونستم ب...

چه روزی از این بهتر؟!دست‌هایی که در قفس اسارت، پرچم ایران را...

💫بسم‌الله الرحمن الرحیم 💫سلام عرض ادب احترام خدمت فالوراها و...

جونگ‌کوک تو برای من فقط یه اسم یا یه چهره نیستیتو یه حس عمیق...

~🐨: اوایل خیلی سعی می‌کردم بین «کیم نامجون» و «رپ مانستر» تف...

پیام هانیییی

‏🐿[۲۱:۰۷ ~ ۲۱:۰۸ به وقت آرژانتین]سلام، من هان جیسونگ، صاحب ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط