madoooo
۵۶۰
پسند
#بانو
#بانو
تورااعتراف خواهم کرد.
که من،
تمامِ شعرهایم را،
از
#چشمهایِ
تو
به تاراج برده اَم
وتمامِ نُت هارا،
با
#رقصِ
موزونِ
انگشت هایِ تو،
مابینِ انگشتانم
به قطعه ای شگفت،
مبدل کرده اَم
ویک روز،
همه خواهند فهمید
که من چیزی نیستم جز
""""تــــــــــو""""
دانلود
۱.۶k
۲۶ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (
۴
)
خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بیحوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...
نمیبخشمت p.22
𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟼 | صدای قلبیک هفته بعد.بالاخره روز ارائهی پروژه...
˚୨୧⋆د؏ـوﺕﻧﺎﻣـهی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ (Last Part)صبح روز بعد، نور...
پارت: 15 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سینی نقرهای تو دستهام ط...
#داستان_شبدر شهری که موش آهن میخورد، کلاغ هم کودک میبردباز...
𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش اول_بدترین دردی که میتوان...
𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❹آدم باید پلها را خراب کند، تا راه برگشتن نداشته...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین