در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می‌رسم با تو به خانه از خیابانی که نیست
می‌نشینی روبه رویم خستگی در میکنی
چای میریزم برایت توی فنجانی که نیست
باز میخندی و می‌پرسی که حالت بهتر است؟
باز میخندم که خیلی. . . !گرچه می‌دانی که نیست
شعر می‌توانم برایت واژه‌ها گل می کنند
یاس و مریم می‌گزارم توی گلدانی که نیست
چشم میدوزم به چشمت ، می‌شود آیا کمی
دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

در خیالات خودم, در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه، ا...

اگه یه روز نبودم، با دیدن بارون، ماه، قهوه ، و صدای پیانو، پیشی؛ یاد من بیوفت🐈'

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست !!!می رسم با تو به خانه...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه، از...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه،از ...

در خیالات خودم,در زیر بارانی که نیست…می رسم با تو به خانه،از...

توکه مهمان خیالم باشی در خیالات خودمدر زیر بارانی که نیستمی ...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه،از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط