#کپی_ممنوع❌

#کپی_ممنوع❌
در چرخه ی ناگزیرِ دشمنی های بی دلیل و خشم های نابجا ، افتاده ایم ...
با زخم هایی بر تن و خنجرهایی در دست ؛ لبه ی پرتگاه انتقام ایستاده و در پیِ التیام می گردیم .
می چرخیم و زخم می زنیم و می چرخیم و زخم می خوریم ،
ابروان در هم کشیده و مشت ها گره کرده ، آماده ی حمله ایستاده ایم ، هِی درد می کشیم و هرکس را حوالی مان دیدیم ؛ قربانی اش می کنیم ...
هرچه بیشتر می دویم ، زخمی تر می شویم ،
با خنجرهای دو لبه ای که با هر بار فشردن و زخم زدن ، خودمان را زخمی تر می کند !
همه مان خشمگینیم از زخم های کهنه ای که به تن داریم و مقصری که نمی یابیم و تقصیری که هربار به گردنِ کسی می اندازیم .
و آرام نخواهیم گرفت مگر در آن هنگام که خنجرها را زمین بگذاریم ،
یکدیگر را در آغوش بگیریم و التیامِ زخم های هم باشیم ...
دیدگاه ها (۲۷)

...

طلا خانم هستن با ارتفاع جدید 😉

گرید به حالم کوه و درو دشت از این جدایی می نالد از غم این دل...

مرد بی رحم

پارت ۱۱: پشتِ بامِ مدرسهتهیونگ با تمامِ توانش، خودش را به پش...

پارت ۱۴: گرمایِ میانِ سرمایِ دارواولین جلسه‌یِ شیمی‌درمانی ب...

چند پارتی جونگ کوک

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

چند پارتی جونگ کوک

p8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط