گفت دیده ست مرا؛ این که کجا یادش نیست

گفت دیده ست مرا؛ این که کجا یادش نیست
همه چیزم شده و هیچ مرا یادش نیست

این ستاره به همه راه نشان می داده ست
حال نوبت که رسیده ست به ما یادش نیست

قصه ام را همه خواندند؛ چگونه ست که او
خاطرات من ِ انگشت نما یادش نیست؟!
.
بعد ِ من چند نفر کشته، خدا می داند
آن قدر هست که دیگر همه را یادش نیست

او که در آینه در حیرت ِ نیم خودش است
نیمه ی دیگر خود را چه بسا یادش نیست

صحبت از کوچکی حادثه شد، در واقع...
داشت می گفت مهم نیست مرا یادش نیست!



#کاظم_بهمنی
دیدگاه ها (۷)

باران باشدتو باشییک خیابان بی‌انتها باشد...به دنیا می‌گویم:خ...

سلام.شب همگی بخیر

نمی دانی که‌ هر صبح سایه ایی به انداره ی یاد تو در آغوشم می ...

با هم کمی فیزیک بخوانیم، درس امشب، قوانین نیوتن...قانون اول ...

💙آدم‌ها را نه با آغازشان، که با پایانشان می‌توان شناخت.عشق د...

╔════════════════════════════╗پارت ۱۰۳ | «خاطره‌هایی که نزدی...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²³...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~نگاه بی تفاوتی بهش انداخت و با شدت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط