امشب آغوشت می توانست

امشب آغوشت می توانست
امن ترین جای جهان باشد
برای تمام دلتنگی هایم
دستانت بهترین شانه برای گیسوانم
و شانه ات پناه گریه هایم
امشب تو را کم دارد این تنها
یادت را محکم در آغوش می گیرم
به چشمانت می اندیشم
من تو را حس می کنم
من تو را استشمام می کنم
چقدر نزدیکی
پنجره را باز می گذارم
بیا و خواب مرا در هم بریز....
دیدگاه ها (۱۳)

امشــــــب در تـــــــــنـــهایی ام میــــــــشکنــــم ...

بگذار دلتنگت شوم گاه به گاهی بگذار از یادت بسازم تک...

با رفتنت بهانۀ یک داستان شدیحالا که می روی چقَدَر مهربان شدی...

پنهان شدم شبانه پسِ در یواشکیتا بوسه گیرم از لبِ دلبر یواشکی...

عاشقانه های شبنم تقدیم زندگیم

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

روز هایِ اول تو را تنها کودکی سرگردان می‌دیدم که به آغوشی ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط