بی تو مهتاب شبی؛باز از آن کوچه گذشتم

بی تو مهتاب شبی؛باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم؛خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۳)

‌و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرهاره پنهان بگشاید که کس آن...

به نام پناهی که دیگر نیستاما.... خاطراتش برای همیشه در بند ب...

آنگاه بود که فهمیدم بعد از سال ها فهمیدم که رویایی در بیداری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط