.

.
«تویی» آن...♥️
قهوه ے تلخی میانِ کافه ے قلبم
ڪه با فنجانِ چشمانت دلم را مبتلا ڪردے
دیدگاه ها (۱)

.برس، که بی‌تو مرا جان به لب رسید، برس...♥️🍂

.دلگشـاتـر ز لــبت...💋در چمنی غنچه نَبَسـت.!😍 #شهریار.

چشم‌هاے" تــــو" ♥️ادبـیات گفـتا‌ر من استو شعر مــــــن ترجم...

.چمدان دست گرفتم، که بگویی نروم...تو چرا سنگ شدی، راه نشانم ...

عشق یعنی بی‌خبر بیاد.درست مثل تو 💜قلبممالامال عشق توست و دلم...

من که راهی شده ام سوی نبودن هایت سوی آن کوچه ی مهتاب و غم زی...

از دلم خبر دارے..؟همان دلِ بی‌قرار ڪـه بهانه‌ے تو را میڪَیرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط