براے دوست داشتنت

براے دوست داشتنت
محتاج دیدنت نیستم ...
اگر چہ نگاهت ارامم مے ڪند
محتاج سخن گفتن با تـــــو نیستم ...
اگر چہ صدایت دلم را مے لرزاند
دوست دارم بدانے

حتے اگر ڪنارم نیستے ...
باز هم نگاهت مے ڪنم
صدایت را مے شنوم ...
بہ تـــــو تڪیہ مے ڪنم
همیشہ با منے ...
و همیشہ با تـــــو هستم
هر جا ڪہ باشے ...
حتے دور از من
جاے تــــــــــو میان قلب من است !!!
دیدگاه ها (۱)

بودنتقشنگ ترین لهجہ ے زندگے ام شدهزیباے دوست داشتنے صدایم ڪن...

عاشقانه های شبنم

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

بـه حَـدی دوسـتَت دارَم کـه میـدانَم خُـدا روزی سوالَـش از...

عاشقانه های شبنم

گاهی باید یاد بگیری خودت را، حتی بدون تأیید دیگران، دوست داش...

گاهی باید یاد بگیری خودت را، حتی بدون تأیید دیگران، دوست داش...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

بَعْضی فِرِشْتِه‌ها یِه رُوز وارِدِ زِنْدِگیِ آدَم می‌شن و ب...

⁨گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛خودش رالابه‌لای دوست‌داشتنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط