چیزی بر سرم زده ست که باران نیست.

چیزی بر سرم زده ست که باران نیست.
‌
صدف‌های زیر خاک
با لب‌های دوخته‌شان
حرفی از مروارید
نخواهند زد.
‌
هر شب
دنیا را دیده‌ام که پس ازعشقبازی‌اش
مثل مردی سیگار می‌کشد
و به دخترانی که دوباره فردا فریبش را خواهند خورد،
پشت می‌کند.
‌
چیزی بر سرم زده‌ست که باران نیست.
‌
آن بالا
خدا هم پرنده‌ی تنهایی‌ست
که برای ابرها می‌خوانَد.
‌
‌
#لیلا_فرجامی
‌
دیدگاه ها (۱)

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

💙تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام ...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

موسیقی

پارت:¹°°°°°باران با بی‌رحمی به پنجره‌های بلند عمارت جئون می‌...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p11رفتم داخل مدرس...

بعد یوکی به سمت گیو رفت. ظاهراً خسته بود؛ چند لحظه کنارش ایس...

وارث ماه خاموش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط