🚶 ‍♀️

🚶 ‍♀️
‎دلتنگی را فقط دیوانه ای می فهمد که برای بیرون رفتن از سلولش تنها یک جفت کفش دارد و درست نزدیکی های غروب، کسی می آید و آن ها را با یک جفتِ لنگه به لنگه عوض می کند.
‎حالِ آن دیوانه ی ملول را هم فقط کسی می فهمد که پیغام تایپ شده اش را برای مخاطبش نمی فرستد و ساعت ها به انعکاسِ غمگینِ واژه هایش خیره می ماند.
‎خیره می ماند به آینده و دقیقه های مانده ای که نمی داند چطور با این حجم از دلتنگی و بی قراری سرشان را گرم کند!
‎و حالِ آن دیوانه و آن عاشق خسته را فقط من می فهمم که راضی به فراموش کردنت نمی شوم که نمی شوم...
‎که نمی شوم...
.
‎شیما_سبحانی
دیدگاه ها (۶)

🙇 مچاله ات می کنند،بعد هی می پرسند حواست کجاست؟وهیچ کس جز خو...

مثل یک قطعه ی آرام بخش موسیقی،مثل یک استکان چای دارچینوسط سر...

🙇 ‍♀️می‌گفت عشق مثل یک بیماری میمونهکه تو هر آدمی یک جور برو...

🙇 ‍♀️مـادر بزرگ میگفت:آدم بوی غذایی را بشنوددلـش بخواهدو ندا...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌    ‌« هـزار و هشتصـد و هشتـاد »من زیاد به ...

«۱۳. لاکچری یعنی حالِ خوب قابلِ طراحی است»بسیاری تصور می‌کنن...

بعضی غم‌ها فقط نمی‌گذرند؛از تو عبور می‌کنند و چیزی را برای ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط