مولای من!

مولای من!
مبادا به خاطر نادانی‌هایم مرا برانی
و مبادا که به خاطر کم‌صبر‌ی‌هایم محرومم سازی
عطایم کن، می‌بینی که هیچ ندارم
رحمم کن، ناتوانی‌ام را که شاهدی
#باز_آی
دیدگاه ها (۰)

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...

عاشقانه های شبنم

مرد بی رحم

📖 رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت دوازدهم: نقطهٔ ا...

قسمت ۷

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت سوم :اما، همین که خضر علیه السلام...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟝: حرف‌های ناگفتهروز بعد، ا/ت از ساختمان دا...

➖تشرّف حسن بن وَجناء خدمت حضرت وليعصر در غیبت صغری📜مرحوم صدو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط