خانومه میره نجاری میگه: آقا یه کمد بساز برام.

خانومه میره نجاری میگه: آقا یه کمد بساز برام.
دو روز بعد میاد میگه: اتوبوس که رد میشه کمده می‌لرزه.
نجاره میاد پیچاشو محکمتر می‌کنه و میره.
دوباره فردا میاد میگه: اتوبوس رد میشه کمد می‌لرزه.
نجار میگه: بابا اصن من میرم تو کمد میشینم اتوبوس رد شه ببینیم چیه؟
میشینه تو کمد یه دفعه شوهرش میاد خونه در کمدو باز میکنه، میگه: تو اینجا چی کار میکنی؟ نجاره میگه: اگه بهت بگم منتظر اتوبوسم باورت میشه؟
دیدگاه ها (۳)

#سناریو |وقتی شب رفتیم بیرون و یه نفر مست میاد سمتمون و میخو...

#سناریو |وقتی شب رفتیم بیرون و یه نفر مست میاد سمتمون و میخو...

سناریو بلولاک وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی می‌کنیم (درخواس...

ناموسا با چه ج💋نده هایی همکلاسی شدم همین دختره بغل دستیم ناز...

خوب خوب دوزتان گلماین فیک ازدواج اجباری بزودی قراره تموم شه ...

سناریو بلولاک/:قفل آبی

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط