فصل قسمت

﴿ فصل 1قسمت 16﴾
بدن آنیا را دید خیلی خوشگل بود بی‌قرار شد و یک بوسه سطحی به لبش زد و خودش هم رفت داخل وان تک تک زخم هایش را شست نوبت موهای نارنجی اش شد داشت می شست که یک چیز عجیب دید توی مو هاش تار های سفیدی بود ،شکه شد.
آنیا چشم هاشو باز کرد و وقتی دید توی وان جیغ زد من پشتش بودن پس منو ندید یهو بهش گفتم:جات امنه نترس.
آنیا: اینجا چکار می‌کنم؟
باربد:دیدم بوی خون میده تنت گفتم بیام بشورمت.
آنیا :چشم هاشو بست.گفت:نمیخواهم
سعی کرد بلند شه ولی افتاد روی من بعدش نگاهی به سینه هاشو کردم داشت از ضربه ای که خورد بالا پایین میشن.
یهو از خود بی قرار شدم آنیا جیغ زد نامجون آمد داخل آنیا را دید چشم هاشو بست بهش حوله داد و گفت: ریس باید حاضر شید برید عروسی جونگکوک .
باربد بلند شد و حوله ای دورش گرفت و گفت: خدمتکار ها را بیارید بانو را تمیز کنند چند تا خدمتکار هم بیان منو خشک کنند .
خدمتکارا آمدن مدل لباس خدمتکار های من با باربد فرق داشت فرقش در این بود که اونها جوراب شلواری تور توری داشتند و لباسشون خیلی‌ فرق داشت (لباس خدمکارا باربد اسلاید دوم)
..........
جایزه فقط اسلاید دوم گزارش نشهههه
دیدگاه ها (۶)

﴿ فصل 1قسمت 17﴾ دو ساعت بعد خدمتکارا با اریش پخش زده و لباس ...

﴿ فصل 1قسمت 15﴾ سه ساعت بعد=16:30باربد با نامجون رفتند که آن...

﴿ فصل 1قسمت14 ﴾ از زبان آنیا حدوداً ساعت 12:30 بود که یهو با...

﴿ فصل 1قسمت7 ﴾باربد بهم یک کمد نشون داد وقتی بازش کردم پر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط