بی خبر برو...

بی خبر برو...
طوری که نه بدانم مقصدت کجاست
نه چمدانت را در دستت ببینم
که زانوهایم سست شود...
بی خبر برو طوری که انگار از اول نبوده ای...
وقتی رفتنِ تو "حتمی" است
لطفی بکن و آنقدر مصمم برو که من حتی لحظه ای
با "تردیدِ" دوست داشته شدن زندگی نکنم...
آدم یکبار با رفتنِ عزیزی تمام شود بهتر از آن است که همه ی عمرش را در انتظار ذره ذره جان دهد..
دیدگاه ها (۲۷)

بی انصاف جان... قسمت ما که نشد، اماهمین که با شعر های من، عا...

اسولف بأسم غیرک واسمک المقصود الیعوفک تستحی من تجیب طاریه مو...

دلتنگ که باشیآدم دیگری میشوی ! خشن ترعصبی ترکلافه تر و تلخ ت...

نفس کشیدن از جایی سخت می‌شه، که نخوای با سرنوشتت کنار بیای. ...

ماشین جلوی ورودی ساختمان ایستاد. جونگ‌کوک که نگران وضعیت روا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط