ضدحال یعنی

ضدحال یعنی
وقتی غذا تو گلوت گیر کرده بفهمی به خاطر یه مو هست که یه سرش دور لقمه ی تو گلوت هست و یه سرش لای دندونت.
دوراهی:
یا باید مو رو از دندونت کات کنی و با لقمه بخوریش.
یا دست کنی تو حلقت که با قرمه سبزی های دیشب موهه بالا بیاد.
دیدگاه ها (۲)

من میگم رفیق آدم باید از خودش عاقل‌تر باشه؛ یه جورایی مکمل ب...

#دوپارتیجونگین/ا.تP:2بعد از اینکه آسانسور تو طبقه آخر ایستاد...

dark life = 39

پارت : 20 (بخش1) **زاویه دید: زین**«نه. اصلاً حرفش رو هم نزن...

سناریو دازای

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط