#هرچی-من-بگمه #پارت-بیست-ششم

#هرچی-من-بگمه #پارت-بیست-ششم
از زبون #سیلدا


صبح بلند شدم دیدم سهون رو تخته یاد دیشب افتادم یه خنده کردم یخورده کرمم گرفت بخاطر همین دستمو گذاشتم رو شکم سهون و از تخت هلش دادم پایین چشماشو باز کرد دستشو گذاشت رو کمرش
سهون:ااایییی
-😂😂😂
سهون:کار تو بود نشونت میدم بلند شد اومد سمتم هرچی نزدیک تر میشدظ میرفتم عقب تا اینکه رو تخت خوابیدم و اون روی من بود
سهون:وقتی تنبیهت کردم میفهمی دیگه از اینکارا نکنی
بعد محکم لباش و گذاشت رو لبام و بوسید بعد که جدا شد گفت امشب باید به یه مهمونی بریم عشقم
+ااخخججووننن یعنی میریم خرید؟؟
سهون😐😑
+نمیریم؟؟
سهون:نه نمیریم
+نننههه😭😭😭
سهون:نبینم عشقم گریه کنه چرا نریم معلومه که میریم بعد از روم بلند شد و رفت بیرون و قبل رفتنش یه چشمک بهم زد که دلم ضعف کرد
+ااخخخ گشنمه
رفتم حموم یه دوش گرفتم بعد رفتم مسواک زدم حوله رو بستم به خودم رفتم بیرون نشستم رو میز ارایش موهامو خشک کردم بعد یه شرتک با یه لباس پوشیدم یه ارایش خیلی ملایم کردم و رفتم پایین جونگ کوک تا من و دید
کوکی:وای چه خوشملی شدی تو
+خوشگل بودم شما کور بودی ندیدی
کوکی:😐
سهون:عشقم بعد صبحانه بیا بریم خرید
+باشه 😁
کوکی:خودم میبرمت خرید خوشملم
+برو بابا تو دوس پسرمی؟؟تو برام اندازه‌ی لای جرز دیوارم اهمیت نداری
کوکی:دلتم بخواد خیلی ها ارزوشونه با من باشن
+😝فعلا که نمیخواد
جیمین:پس رویا کجاس؟؟
معصومه:با عشقش تو اتاقشه امری داری؟؟
جیمین:نه هیچی
زنگ خونه در اومد رفتم دیدم سعیده
+وای پسره‌ی پرو چی میخوای از جون ما؟؟
سعید:فقط رویا رو میخوام
+زهی خیال باطل اگه تونستی از دوس پسرش بگیرش
بعدم در و بستم پسره‌ی هرزه اومده صاف صاف تو چشمم میگه رویا رو میخوام فکر کرده ما اجازه میدیم با این باشه دختر باز بیشعور
سهون:عشقم به کی فحش میدی
+سسسسعععیییددد😡
سهون:چرا عصبانی میشی حالل سه سوال پرسیدما
+ببخشید عشقم
رفتیم تو نشستیم همه دور هم بودیم که صدای داد اومد
رویا:اااااااخخخخخ
رویا از پله ها داشت یکی یکی میوفتاد و داد مزد که لوهان گرفتش
رویا:خدا خیرت بده کمرم شکست بعدم اومد پیشمون نشست
جیمین:چیزیت که نشد؟؟
لوهان:به تو مربوط میشه؟؟
جیمین:😐😑
من رفتم تو اشپزخانه پیش دی‌او تا کمکش کنم



ادامه دارد😄
دیدگاه ها (۱)

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

پارت ۱ساعت ۶ و ۴۵ دقیقه صبح_جونگکوک:با صدای الارم از خواب بل...

وقتی درسش بد بود و..

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part17بعدم کامیار اومد دنبالمون و رفتیم رستور...

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

صلح با بوسه ای روی لبم از خواب بیدار شدم...وقتی چشمم رو باز ...

اسم فیک: عشق در یک نگاه part: ۷ کفشم رو پوشیدم رفتم پایین از...

رمان آیدل پارت ۴ فلش بک به صبح: با صدای مامانم که داشت سرم د...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط