شب و روز مونس من غم آن نگار بادا

شب و روز مونس من غم آن نگار بادا

سر من بر آستان سر کوی یار بادا

دلش ارچه با دل من به وفا یکی نگردد

به رخش تعلق من، نه یکی، هزار بادا
دیدگاه ها (۱)

شازده کوچولو:میگن بعضی عشق هاعشق نیست دیوانگیه !روباه:عشقی ک...

کنار دریاعاشق باشیعاشق ترمی شویو اگر دیوانه ،دیوانه تر این خ...

🔸 من عاشق تو هستماین گفتگو ندارد ...

همیشه فردایی نیست؛تازندگی فرصت دیگریبرای جبران غفلت ها به ما...

خوش آن ساعت که یار از در در آیوشو هجرون و روز غم سر آیو...ــ...

گم شدم در کوچه‌های چشمِ یار،بی‌نشان، بی‌راه، بی‌صبر و قرار.ه...

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط