ای شب! به من بگو
اکنون ستاره‌ها
نجواگران مرثیه‌ی عشق کیستند؟
وگاهِ عصر بر سر دیوار باغ ما
باز آن دو مرغ خسته چرا می‌گریستند؟



دیدگاه ها (۰)

‌بى قرار توام و در دل تنگم گله هاستآه بى تاب شدن عادت كم حوص...

‌♥️♥️:♥️♥️اینجا که منمقیمت دلهر دو جهان استآنجا که توییدر چه...

روزه ام بی تو روزه اجتناب از استنشاق هوا نفس حبس کرده امچون ...

‌♥️♥️:♥️♥️رنجم شفا بود چو تو باشى طبيب مندردم دوا شود چو تو ...

در سکوتِ شب، وقتی ستاره‌ها قصه‌های کهن را زمزمه می‌کنند عشقِ...

ای دل! برای آن که نگیری چه می‌کنی؟با روزگار دوری و دیری چه م...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط