دنبال

دنبال
اسمی در شعرهای من نگرد
عطر تو
واژه به واژه در من جاری ست!
ندیده ای می گویم دلتنگم
هزاران ابر
بر فراز شعرهایم رخت می شویند
می گویم پاییز
هزاران درخت پا به پای من
در پایان هر شعر برگ می ریزند!
و وقتی بر زبانم
دوستت دارم جاری می شود
هزاران پرنده ی بی پناه
آشیانشان را پیدا می کنند!
تو
در من پا گرفته ای
و تا فتح تمام من پیش می روی
می دانم آن روز نزدیک است
که هر کس مرا ببیند
لبخند تو را تصور کند.
دیدگاه ها (۱)

آمدی درخواب من دیشب چه کاری داشتیای عجب از این طرفها هم گذار...

🚩یا غریب الغرباآغاز شد محرم، ای کاش تو هم آغاز کنی... دلم بر...

وان شات هیونلیکس:a world where we can loveنویسنده:@choi_so_a...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط