کودکی گل فروش با صدای عاجزانه التماسم کرد گل بخر

کودکی گل فروش با صدای عاجزانه التماسم کرد گل بخر
گفتم: برای کی؟
گفت: برای هدیه دادن به عشقت!
گفتم: اگر عشقم به عشقش هدیه داد چی؟!
لحظه ای سکوت کرد
و گفت: پول نداری گ*وه فلسفی نخور
کودک گل فروش آخه اینقد بی اعصاب؟
دیدگاه ها (۱)

🖤 قفس سیاهپارت اول | قرارداد خونصدای باران، تمام عمارت را پر...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁴روی مبل لم داد و کنترل رو برداشت و «T...

پارت هشت

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت پــنجم 𓆪 🖤🥀صدای ...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 3 *لورا*گوشی رو برداشتم و با دستای لرزون ...

شاهکاری به نام دروغ

❤️ قلب بزرگ در حال خرید بودم که صدای پیرمرد دوره گردی به گوش...

صدای باز شدن در آمد.تو روی مبل لم داده بودی، با چند تا کیسه‌...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_6ویو میراچند روز بعد...ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط