خوره ی چشم تو افتاده به جانم ، چه کنم؟

خوره ی چشم تو افتاده به جانم ، چه کنم؟

خم ابروت به من گفته بمانم ، چه کنم؟

س َ س َ سخت است گ ُ گفتن ح َ ح َ حتی س َ سلام

چشم بر زلف تو لکنت به زبانم ، چه کنم؟

ب ِ بخشید ک ُ کجا ک َ کمی آهسته

هم مسیریم عزیزم ، برسانم؟ چه کنم؟

دو سه تا سکته ی ناقص زده ام حرف بزن

به لبت بسته شده هر ضربانم،چه کنم؟

همه هستند ولیکن تو که چیز دگری

همه ی عمر پی سود کلانم ، چه کنم؟

چه شود دختر شاه پریانم بشوی

عاشق دختر شاه پریانم ، چه کنم؟

نگهت آلت قتاله ی در دست تو بود

که زده کشته دلم را به گمانم ، چه کنم؟

تو ببخش این منه بیچاره که بد حرف زدم

که شکسته دل و دست سخنانم،چه کنم؟
دیدگاه ها (۱)

رمان دخت من

My lovely neighbor part : 47

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟓همه اماده با وسایل هاشون و لباس های غی...

.......//برده ی زیبا//.......

خانواده ی کیبوتسوجی پارت ۸:بعدداز سالیان سال💔🙏چشمم روشن اینه...

پارت: 16 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت دوازده و نیم ظهر، کاف...

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط