شده ام عاشق تو، وای که حالا چه کنم؟

شده ام عاشق تو، وای که حالا چه کنم؟

مانده ام در طلبت غرق تمنا چه کنم؟

گفته بودی که رعایت کنم آن حد و حدود

من پذیرفتم و حالا نشد اما ، چه کنم؟

تو پر از خاطره ای، داشتنت حق من است

با دل من تو بگو حق خودم را چه کنم؟

دل من هر نفس و لحظه فقط با یادت

می شود شاعر و دیوانه و شیدا چه کنم؟

همه را از دل من عشق تو بیرون کرده

مانده ای در دلم اما تک و تنها چه کنم؟

می سپارم به تو این دغدغه ها را ، اما

تو نباشی ، تو بگو ، با غم دنیا چه کنم؟

خسته ام جز تو دگر از همه چیز و همه کس

تو بگو با دل افسرده لبریز تمنا چه کنم
دیدگاه ها (۴)

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

ꪑꪖ𝕣ⅈꪖꪑ :بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگ...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

فقط به نام شهیدشهید! فقط به نام تو می‏شود سکه پیروزی زد که ب...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط